تبلیغات
...لحظه دیدار نزدیک است - عطر بارون...
بازم یه جمعه  دیگه و انتظار....

به من رحم کن بیقرارم بیا، کجا بغضمو جا بذارم بیا

نمیدونم این چندمین جمعه بود، حساب زمانو ندارم بیا 

هوای جهان سرد و طوفانیه، تو میدونی این قصه طولانیه
 غمش ریشه داره تو دیوار و در، تو محراب حیدر، محرم صفر


تو پاهای زخمی، رو شن های داغ، غریبی اسیری همون اتفاق
چقدر کینه دارن هنوز از غدیر، بیا انتقام خدا رو بگیر

ببین چی گذشته تو این انتظار، بیا روی این زخم مرهم بذار
چیه کوله بارم تو این زندگی، به جز حسرت و بغض و شرمندگی

دارم ادعا می کنم با تو ام، شاید این فقط حرفه و ادعا 
نمیدونم این چندمین جمعه بود، خدا شاهده درد دارم بیا

به من رحم کن بیقرارم بیا، کجا بغضمو جا بذارم بیا
نمیدونم این چندمین جمعه بود، حساب زمانو ندارم بیا


تاریخ : پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 | 11:36 ق.ظ | نویسنده : somayeh | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.