تبلیغات
...لحظه دیدار نزدیک است - تو چرا رنگ به رخساره ی بی رنگ زدی...

تو چرا رنگ به رخساره ی بی رنگ زدی

مهر مردن به سر حلقه ی آونگ زدی

تو چرا در دل من مهر و وفا را کشتی

آتش سرد به این نشئه ی بی بنگ زدی

تو چرا ابر سیاهی شدی و جا ماندی

وصل ناجور شدی بر مس من زنگ زدی

تو چرا عشق مرا در دل خود سوزاندی

همه نفرت خود بر سر من ونگ زدی

 تو چرا بر تن من رخت جفا پوشاندی

به خیالت به تنم لکه ای از ننگ زدی

به نگاه دل تو رنگ صفا می دادم

تو خودت رنگ ریا به عشق یکرنگ زدی

این شعر زیبا از شاعر خوش ذوق "امین شیخی" هستش که اگه دوس دارین بیشتر باهاش اشنا بشین و  بقیه اشعارشو ببینید
سری به وبلاگش بزنید که تو لینک دوستان به اسم "sarab "لینک شده






طبقه بندی: ادبی،

تاریخ : دوشنبه 26 خرداد 1393 | 06:49 ب.ظ | نویسنده : somayeh | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.